روز چهار شنبه 7 اسد 1388 قرار بود که ساعت 7 صبح طیاره به سوی فراه پرواز کند. اما تَیر طیاره پنچر شده بود و انجنیران پیش چشم ما از یک طیاره دیگر تیرش را کشید و به این طیاره انداختند. ساعت 9 طیاره پرواز کرد نزدیک ساعت 10:40 در میدان هوائی فراه نشست که یک میدان نظامی خارج از شهر است که در آن تکسی وجود ندارد.
کمپاین خود را از ریاست رادیو و تلویزیون شروع کردم. در آنجا یک کنفرانس مطبوعاتی داشتم بعد از آن به بازار فراه کمپاین را منتقل کردم.
فراه میتواند گدام افغانستان یا منطقه باشد اما متأسفانه به فراموشی کامل سپرده شده : 90% زمین هموار ، خاک غنی و جوان دارد. سال گذشته انار آن درجه اول را کسب کرده بود. و همچنان دارای انگور،بادرنگ ... خوب می باشد.
امکانات وسیع ساختن بند ذخیره آب را دارد بخصوص در بالابلوک مکانی که چندی قبل بمباران امریکا به قیمت از دست رفتن ده ها تن از زنان و اطفال تمام شده بود.
قرار بود که در بالا بلوک در زمان داود خان بند بخش آباد ساخته شود، سروی هم شده بود و بودجه آنرا کویت به عهده گرفته بود اما بعد به فراموشی سپرده شد.
حتی مرکز فراه برق جنراتوری دولتی هم ندارد. فقط برق جنراتوری شخصی با قیمت گزاف ( کیلوات 40 افغانی بقول یکی از اهالی) وجود دارد. آب فراه رود به ایران سرازیر میشود. متأسفانه دولت نه تنها فراه رامثل سایر ولایات به فراموشی سپرده بلکه اشخاصی را فرستاده اند که در قاموس و فرهنگ شان منافع ملی وجود ندارد. پول حاکم در بازار فراه تومان است مثل خوست که در آنجا کلدار می باشد.
من از چشم خود دیدم که اهالی فراه مثل اهالی خوست مثل سایر اهالی ولایات افغانستان مردم بسیار وطندوست می باشند اما متأسفانه بی کفایتی و حتی خیانت مقامات دولتی و ولایتی باعث شده است که پول کشورهای همسایه و بیگانه در بازار این ولایات تسلط کامل پیداکند
منبع : http://www.ramazanbashardost.com/spip.php?article23